الملا فتح الله الكاشاني
82
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
نقل كردهاند كه لمم ذنبى است كه در جاهليت كرده باشد و در سبب نزول اين آيه آوردهاند كه مشركان با مسلمانان ميگفتند كه از شما در زمان جاهليت معاصى بسيار صادر ميشد و با ما در اين امر شريك و سهيم بوديد اكنون ما را بدان عيب ميكنيد و از آن وعيد مينمائيد آن گه حق سبحانه آيه فرستاد كه گناهى كه در زمان جاهليت از اهل اسلام صادر شده باشد مغفور است و بدان معاتب و معاقب نخواهند شد * ( إِنَّ رَبَّكَ واسِعُ الْمَغْفِرَةِ ) * بتحقيق كه آفريدگار تو بسيار آمرزنده است و لهذا صغاير را باجتناب كباير مىآمرزد و كباير را بوسيلهء توبه و يا بميامن قبول اسلام مغفور ميسازد يا مغفرت او بر وجهى وسيع است كه به همه گناهان وارسيده و ميشايد كه ذكر اين كلام در عقب وعيد مسيئين و وعد محسنين به جهت آن باشد كه تا صاحب كبيره از رحمت واسعهء او مايوس نشود و توهم وجوب عقاب نكند يكى از اكابر در مناجات ميگفته بار خدايا اگر همه عالم را بسوزى مشتى خاك را سوخته باشى و اگر همه عالم را بيامرزى مشتى خاك را آمرزيده باشى ندايى به او رسيد كه إِنَّ اللَّه يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّه هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ و حسن هانى ابو نواس شاعر را در واقعه ديد از او پرسيد كه ما فعل ربك بك خداى با تو چه كرد گفت غفر لى ببيتين قلتها مرا بيامرزيد به دو بيتى كه گفته بودم و آن اينست كه شعر من انا عند اللَّه حتى اذا اتيته لا يغفر لى ذنبى العفو يرجى من بنى آدم فكيف لا ارجوه من ربى يعنى چه كس باشم من نزد خدا كه اگر گناه كرده باشم مرا نيامرزد و مرا بر آن مؤاخذه كند و خطاب و عتاب نمايد يعنى حقارت من بدرگاه او سبحانه بيش از آنست كه مرا بگناه مؤاخذه فرمايد و معنى بيت دوم اينست كه عفو مرجو است از آدميان پس چگونه من اميدوار نباشم برحمت و مغفرت پروردگار خود آوردهاند كه بعضى مردمان در زمان حضرت رسول ( ص ) بكثرت تقوى خود لاف ميزدند و باعمال صالحهء خود مىنازيدند و ميگفتند كه نماز و روزه و حج و جهاد ما بهتر است حق سبحانه آيه فرستاد كه * ( هُوَ أَعْلَمُ بِكُمْ ) * خدا داناتر است باحوال شما و مصارف امور شما * ( إِذْ أَنْشَأَكُمْ ) * در وقتى كه بيافريد شما را * ( مِنَ الأَرْضِ ) * از زمين چه آدم كه ابو البشر است از خاك مخلوق گشته و ميتواند بود كه مراد خلق هر يك از آدميان باشد چه هر يك از ايشان را از نطفه ايجاد فرموده و نطفه از غذا است و غذا از زمين خلاصه سخن آنست كه او سبحانه در حين ابتداى خلقت باقوال و افعال شما عالم بود * ( وَإِذْ أَنْتُمْ ) * و در آن وقت نيز كه شما * ( أَجِنَّةٌ ) * كودكان خورد بوديد * ( فِي بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ ) * در شكمهاى مادران خود و هر گاه كه او عالم باشد بشما قبل از خروج شما از صلب آدم و پيش از بيرون آمدن شما از بطون امهات خود * ( فَلا تُزَكُّوا ) * پس نسبت مدهيد بزكا و پاكيزگى